فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
363
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
داستان توجّه رايات بلند [ اقبال ] « 1 » در سنهء خمس و تسعين به جانب ييلاق سهند « 2 » 895 / 1490 خوش آن فرخنده ايّامِ بهارى * كه شه خرگه زدى در « 3 » مرغزارى خوش آن وقتى كه چون گل رُخ نمودى * چو غنچه سايهبانها برگشودى خوش آن وقتى كه چون خرّم شدى دشت * نظير گنبذِ « 4 » طارم شدى دشت چمن از ژاله كردى اشكبارى * عبير افشان شدى بادِ بهارى سهند از نالهاى سرد و « 5 » دل تنگ * ز شوق شه ، زدى بر سينه صد سنگ چو نرگس بر فرازش رخ نمودى * هزاران ديدهاش در راه بودى چو سوسن گرد بر گردش شگفتى * حديثِ اشتياق شاه گفتى شه خسرومنش بر پشتِ شبديز * به صد شادى برون رفتى ز تبريز به هر كس لطف بىاندازه كرده * جوان بختش جهان را تازه كرده زمانه همچو ايّامِ جوانى * زمان عيش و ناز و كامرانى كجا رفت آن همه شوكت كجا رفت * به يك دَم جمله بر باد هوا رفت
--> ( 1 ) . KPF : ندارد ، با توجه به فحواى عبارت افزوده شد . ( 2 ) . P : در بيان بعض حوادث . ( 3 ) . KP : بر . ( 4 ) . P : گنبد . ( 5 ) . F : سرو ، خوانده مىشود .